When you love, everywhere is GOD;
When you hate, everywhere is the devil.
Its your standpoint thet is projected onto reality.

گفت : بهار است ،شعری بگو
گفتم : گلها توان رستن ندارند
چگونه بگویم
گفت : از گل های نروییده بگو
گفتم : بهارا
بیا و بهانه باش جرات روییدن شقایق را...

وقتی تو زمستون دلمون از سرماو کوتاهی روزها و سفیدی و بی رنگی می گرفت به یاد شکوفه های بهاری، نسیم معطر شبانه ،جوونه های درختا با اون سبزی شاد و پر از امیدشون ،شاخه های قرمز بید،سنبل و نرگس و لاله های رنگ رنگ،بازگشت پرستوهای مهاجر و آواز سرخوشانه پرنده ها،سبزی درخشان گیسوان شانه کرده بید مجنون و رقص دل انگیزشون با نسیم بهاری دلمون زنده می شد، و اینک همون بهار آرزوها که چشم به راهش بودیم داره سرمست میاد تا رویای روزهای سردمون به واقعیت بپیونده، با دلی سرشار از مهرو روشنایی به آمدن بهار خیرمقدم میگم،عاشقان بهارتان مبارک

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود
من مانده ام مهجور از او ،دیوانه و رنجور از او
گویی که تیغی دور از او بر استخوانم می رود
او می رود دامن کشان من رنج تنهایی کشان
دیگر نپرس از من نشان کز جان نشانم می رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
بر گشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پر آتشم کز سر دخانم می رود....